قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
288
تاريخ الفي ( فارسى )
نيايند و تيغ به قتل اهل اسلام بازننمايند . شما آن طايفه را قدوهء خود سازيد و در اتّباع ايشان كوشيد و دين را به دنيا مفروشيد . امام حسن گفت : اى ابو موسى ! چون از بيعت امير المؤمنين بيرون آمدى ترا با منبر چه كار ؟ فرودآى و عنان عمل به دست جهل مسپار . و زيد بن صوحان گفت : اى ابو موسى ! تو را چه لياقت كه خلق را از نصرت امير المؤمنين على بازمىدارى ؟ « 1 » ابو موسى فرود آمد و صعصعة بن صوحان « 2 » برخاست و گفت : اى مردمان بدانيد كه خلق را از امام چارهاى نى كه دين ايشان را برپا دارد ، و انديشه بر اصلاح كار دنياى ايشان بگمارد ، و مرحمت و شفقت او در حقّ عام و خاص برابر باشد ، و به فريب دنيا مغرور نشود ، و بههيچوجه از منهج سداد و طريق رشاد انحراف نورزد . و حضرت سبحانه و تعالى اين خصال حميده و افعال پسنديده در ذات امير المؤمنين و امام المتقين ، اسد اللّه الغالب ، علىّ بن ابى طالب ، كرّم اللّه وجهه ، كه ابن عمّ رسول و جفت زهراى بتول است جمع كرده . حسن ابو نواس [ گويد ] : ليس من اللّه بمستنكر * ان جمع العالم فى واحد يعنى : از قدرت الهى دور نيست كه جميع خصال حميده و پسنديدهء [ 37 ب ] اهل عالم را در شخص واحدى جمع كند ، و اين امير المؤمنين شما را براى نصرت حقّ و اصلاح امور دين مىخواند . اجابت كنيد و يارى دهيد و مخالفت او جايز مداريد . و بعد از آن عمّار بن ياسر برخاست و گفت : اى مردمان ! بدانيد كه اين امام ما ابن عمّ رسول ثقلين است و سزاوارترين مردم به خلافت از خلق خافقين . و اين ضعيفه كه با او منازعه مىكند زوجهء رسول است هم در دنيا و هم در آخرت . او را فضايل بسيار است كه بدان مخصوص است ، ليكن زنان را در امامت حقّى نيست . پس امام خود را نصرت دهيد . مردى برخاست و گفت : اى عمّار ! چون تو گواهى دادى كه مقام عايشه در جنّت خواهد بود ، لاجرم نصرت او بر ما واجب است . پس امام حسن ، عليه السّلام ، فرمود كه : اى عمّار ، فرودآى كه خطابت كار تو نيست . و خود بر منبر آمد و بعد از حمد و ثنا گفت : اى مردمان ! بدانيد كه امام اين امّت بعد از پيغمبر ، علىّ بن ابى طالب است و الحال او لشكر كشيده به محاربهء قومى كه قدم از اطاعت او بيرون نهاده ميل بغى و فتنه دارند . و اين امام شما را از براى نصرت طلبيده است تا وظايف اصلاح بين الناس به
--> ( 1 ) . در خصوص مشاجرهء لفظى زيد بن صوحان و شبث بن ربعىّ - كه به طرفدارى ابو موسى سخن مىگفت - ، - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 130 . ( 2 ) . صعصعه پسر صوحان از خواص ياران حضرت على ( ع ) بود . مغيرة بن شعبه ، به دستور معاويه او را تبعيد كرد و به سال شصت هجرى در تبعيد درگذشت .